این روزها دلگیرم.
خسته از راه درازی که گذر کردم
کاش میشد که در این ره که گذر میکردم
لحظه ای چشم بر هم زنم و خاطره ای خوش بینم
کاش میشد که در این ره که گذر میکردم
با پدر بودم این راه گذر میکردم
سینه پر درد دلم لحظه ای وا بده و رام بگیر
یک سال گذشت به عجل نزدیک شدی یک قدمم
این هم میگذرد بر خودت سخت نگیر
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی