خرید بک لینک

موی سپید توی آینه دیدم

عمر گران رفتم به آینه دیدم

نگاهم سوی افق گشودم

دستای سردم سمت خدا گرفتم

گفتم خدا رسم وفا همین بود

عمر منم رفت و امام نیامد

صبر منم به آخرش رسیده

چشم 1 موندم سوی مدینه

بگو مگر چی کم داری پس

من که همه وجودم دادم پس

آخر قصه ماها چی میشه

بگو امام زمان ما میرسه

جمعه به جمعه میگذره خدایا

مردم غزه و رفع خسته شدن خدایا

دیگه چی باید رخ بده خدایا

دلای ما که منتظرن خدایا

غصه سرباز داره ما هستیم

غصه دشمن داره ما هستیم

قصه امشب پر از درد شده

بی دل نگاهش به حرم خشک شده

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 17:42

صفحه بندی