روزگاری زور و بازویی ، هر چه داری میرود از دست تو آخر ، هر که باشی پای رفتن یا که بردن ، هر که هستی فکر روز آینده کن صنوبر، هر که باشی یادگاری های در زمان حاضر ،حسرت روز آیندهیتند حسرت دیروز بردن کار بی عقلان بود میتوان پروانه بود و آتشی جانانه باشی یا که در بزم شبانه بلبلی در جاده باشی هر چه باشی یاد روز آینده باش فرزند خاکی وقت رفتن نیست دستی جز دعای مادری بی دل ایرانی هر چند که آدم باشدش تا که پروانه شود رنج دوران بردتش
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
روزگاری زور و بازویی ، هر چه داری میرود از دست تو آخر ، هر که باشی پای رفتن یا که بردن ، هر که هستی فکر فردا کن صنوبر، هر که باشی یادگاری های امروز ،حسرت فردایتند حسرت دیروز بردن کار بی عقلان بود میتوان پروانه بود و آتشی جانانه باشی یا که در بزم شبانه بلبلی در جاده باشی هر چه باشی یاد فردا باش فرزند خاکی وقت رفتن نیست دستی جز دعای مادری بی دل ایرانی هر چند که آدم باشدش تا که پروانه شود رنج دوران بردتش
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
عده ای گفته اند ادمی یکبار عاشق میشود
اگر به عشقش برسد که خداروشکر
اگر نرسد حتی اگر ازدواج هم کند، عشق ناب نیست اسمش را هر چه بگذارند ، آن عشق اولیه نمیشود
این روزها عجیب سخت میگذرد تکرار خاطرات در هر روز ، روز را به شب تبدیل میکند
و تو چه میدانی که چقدر این روزگار تلخ و سخت است
حتی نمیتوانی از این روزها خلاص شوی
سخت است سخت اما میگذرد عشق ابدی است
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
این روزها دلگیرم.
خسته از راه درازی که گذر کردم
کاش میشد که در این ره که گذر میکردم
لحظه ای چشم بر هم زنم و خاطره ای خوش بینم
کاش میشد که در این ره که گذر میکردم
با پدر بودم این راه گذر میکردم
سینه پر درد دلم لحظه ای وا بده و رام بگیر
یک سال گذشت به عجل نزدیک شدی یک قدمم
این هم میگذرد بر خودت سخت نگیر
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی