خرید بک لینک

دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۲ | 11:29 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد -

سالها میآیند و میروند

روزها میآیند و میروند

ساعتها میآیند و میروند

و در پی هم دقیقه ها و ثانیه ها میآیند و میروند

پرشتاب و با سرعتی باورنکردی شاهد گذر عمر ،

عمری که ماحصل اعمال و رفتار و کردار خود آدمی است

و در انتها بازگشت به نقطه ای است که آغاز پیدایش هستی است

میخواهی برگردی تا جبران گذشته ها کنی ولی نمیشود

نمیشود که نمیشود که نمیشود

گاهی میخندی گاهی گریه و گاهی خیره به عمر رفته از دستت

و در انتها شاید ، بلکه فقط شاید یک قطره اشکی که در تمام دوران زندگی ریخته باشی به اندازه تمام عمرت بیارزد و پاک کند همه کارهایت را ، همه ناخوشی ها را ، همه زشتی ها را ، و پاک شوی از همه بدی ها و بشود کفر انعما و چه میدانی چیست

بخشیده شدن توسط خدای عالم نعمت بی اندازه ایست که شاید نصیب هر کسی نشود

در آستانه خروج از نقطه آغازی به نقطه بدون بازگشت و چه سرنوشت نیکویی است کاش سرنوشت من هم چنین شود و کاش هایی که جوابی برای آن نیست

اما آنچه که گذشت ، بازگشتی ندارد و میشود 1 که خدا کند خوب بگذرد .

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 17:34

صفحه بندی