واقعیت هم همینه...ماها الان اون عشق پاک و اون سادگیو از دست دادیم و سرگردونیم....کاش یه دوره ایی پیش بیاد ک خونه های خشت و گلی مد بشه
دامنهای گل گلی مد بشه
پیرهن مردونه های بلند و باحجاب مد بشه
دوباره خونه ها حوض و ماهی داشته باشن..بوی نون داغ تنور بپیچه تو محله
یااادش بخیر اون دوغای محلی نعنایی وااای چه خوشمزه بودن
اون لواشکای محلی که میخوردیم
علم پیشرفت کرد و تموم اون دلخوشیهای کوچیک گرفت تموم اون دلگرمیها رو گرفت ..
دلم یه سفره میخواد که توش یه ابگوشت روی اتیش باشه و یه پارچ لعابی آبی رنگ و یه جمع ساده و باصفا.....یه دل آروم و یه لطف خوش.
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی