ارزوم بود روزی که عقد میکنم خانوادم حاظر باشند ، ولی نبودند ، این حسرت تو دلم موند اما یه روز تاوانش پس میدهند ، بزودی ما عروسی میکنیم و میریم مشهد . همیشه ارزو داشتم وقتی عقد کردم با همسرم برم مشهد که خداروشکز این ارزوم هم داره برآورده میشود اما خطاب به کسانی که تحصیلکرده هستند و اطرافم زیادند میگم. یکم به خواست منم احترام بزارید و بپذیرید. من تا هستم حتی بعد از رفتنمم باز به فکرتون هستم ولی اگه بخواید مثل قبل رفتار کنید و به خواست من بی احترامی کنید وقتی رفتم دیگه برنمیگردم. و این شما هستید که منو ازدست میدید نه من شما رو. چون همه کاری که از دستم برمیامده براتون انجام دادم .
برچسب:
نویسنده: هلیا صالحی
تاريخ: شنبه
14 بهمن
1396 ساعت: 19:52