هر که باشی - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 7:16
روزگاری زور و بازویی ، هر چه داری میرود از دست تو آخر ، هر که باشی پای رفتن یا که بردن ، هر که هستی فکر روز آینده کن صنوبر، هر که باشی یادگاری های در زمان حاضر ،حسرت روز آیندهیتند حسرت دیروز بردن کار بی عقلان بود میتوان پروانه بود و آتشی جانانه باشی یا که در بزم شبانه بلبلی در جاده باشی هر چه باشی ی...
هر که باشی ... - تاریخ: 1405/5/13 ساعت: 12:45
روزگاری زور و بازویی ، هر چه داری میرود از دست تو آخر ، هر که باشی پای رفتن یا که بردن ، هر که هستی فکر فردا کن صنوبر، هر که باشی یادگاری های امروز ،حسرت فردایتند حسرت دیروز بردن کار بی عقلان بود میتوان پروانه بود و آتشی جانانه باشی یا که در بزم شبانه بلبلی در جاده باشی هر چه باشی یاد فردا باش فرزند...
یاد کن - تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 20:36
دست کم تنهایی را آغاز کنمثل پروانه به شمع پرواز کندر قفس صحبت ز عشق آغاز کنبعد از آن تنهایی آواز کندر قفس روزها یکی جمع کنبعد از آن دریا رو با خود جمع کنمیشود رفت و گرفت دنیا رابعد از آن بیدل خدا را یاد کن Adblock test (Why?)
همچنان غریبه ای - تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 20:36
این روزها عجیب با خودم غریب شده ام شاید بخاطر این است که غریب زاده شدمهر سو که نگاه گرده ام غریبه ام خواندند در خانه پنهان هر روز غریبه ام خواندند دیگر نشانه دوستی ندیده ام آخر غریبه ام هر روز با دلم کلنجار میروم آخر غریبه ام بی دل تمام کرد عمر رفته را چون غریبه است این منزل تنم به آخر رسید چون غریب...
خط آخر - تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 20:36
میشود خندید تنها در گذرگاه زمانمیشود آهسته رقصید در خیال روزگارارزو خوب است هر چند اجرایش کنیماین گذرگاه فریب است آخرش تنها شویمدفتر مشقم ندارد خط آخر ای رفیقخط آخر را بکش در پیش پایم ای رفیق Adblock test (Why?)
چشم انتظار - تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 17:42
موی سپید توی آینه دیدم عمر گران رفتم به آینه دیدمنگاهم سوی افق گشودمدستای سردم سمت خدا گرفتمگفتم خدا رسم وفا همین بود عمر منم رفت و امام نیامد صبر منم به آخرش رسیده چشم انتظار موندم سوی مدینه بگو مگر چی کم داری پس من که همه وجودم دادم پس آخر قصه ماها چی میشه بگو امام زمان ما میرسه جمعه به جمعه میگذر...
کاش میشد من هم میرفتم تا سرم بالا رود - تاریخ: 1402/6/23 ساعت: 21:21
روزگاری آسمان این دلم صاف و نورانی بودمدتی انگار گرفتار ابر تیره یا که باران بودمیشود تا صبح از پشت غبار تیرگی خیره غرق باران بود یا که افتاده درون قبر تیرهمدتی انگار خفته در خاک و تنم پژمرده آسمان این دلم رنگ تاری بر خودش دیدهمیشود برگشت تا یاد رفیقان تازه تر گرددقبل ترکش یا گلوله بر سر و دستی بغل ...
عشق ابدی است - تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 0:47
عده ای گفته اند ادمی یکبار عاشق میشود اگر به عشقش برسد که خداروشکراگر نرسد حتی اگر ازدواج هم کند، عشق ناب نیست اسمش را هر چه بگذارند ، آن عشق اولیه نمیشود این روزها عجیب سخت میگذرد تکرار خاطرات در هر روز ، روز را به شب تبدیل میکند و تو چه میدانی که چقدر این روزگار تلخ و سخت است حتی نمیتوانی از این ر...
این روزها دلگیرم - تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 21:04
این روزها دلگیرم. خسته از راه درازی که گذر کردم کاش میشد که در این ره که گذر میکردم لحظه ای چشم بر هم زنم و خاطره ای خوش بینم کاش میشد که در این ره که گذر میکردم با پدر بودم این راه گذر میکردم سینه پر درد دلم لحظه ای وا بده و رام بگیر یک سال گذشت به عجل نزدیک شدی یک قدمماین هم میگذرد بر خودت سخت نگی...
فردا چگونه باشی ؟ - تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 21:04
رفتی به سوی روضه تا گریه ات بگیرداشکی بریزی هر دم تا لقمه ای بگیرندبعد از گریه هایت با اشوه های خاصتگو فهمی نموده ای چند از جلوه حقیقتبعد از غذا همانی کور مانده در جهانییا چشم بینا داری چشم انتظار یاریگریت گرفته ای چند ،باز همان که بودییا تغییر حاصل کرده باز گو چگونه هستیاهل حرم نگفتند بر ما نظاره ب...
سرگذشت - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 17:34
دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۲ | 11:29 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - سالها میآیند و میروند روزها میآیند و میروند ساعتها میآیند و میروند و در پی هم دقیقه ها و ثانیه ها میآیند و میروند پرشتاب و با سرعتی باورنکردی شاهد گذر عمر ، عمری که ماحصل اعمال و رفتار و کردار خود آدمی است و در انتها بازگشت به نقطه ای...
بگو کدامی؟ - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 17:34
یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۲ | 1:59 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - ادمها چند دسته اند یکی همراهند یکی دورند یکی ناظرند همراهانت خیلی کم هستند دورها زیادندناظرین خیلی زیادتر حال تو کدوم دسته ای ؟ اگر همراه منی بیا کنارم اگر ناظری بیا کنارم اگر دوری بیا نزدیکم تا یکی باشه همه این ها یکی بودن بهتر از چ...
روزها - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 17:34
شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ | 12:12 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - روزها می آیند روزها به شبها مبدل میشوند روزها میروند اما یک چیز تغییر نمیکند زمان مفهومی است که قابل دیدن نیستقابل شنیدن نیستفقط زمانی میفهمی که دیگر دیر شده است و من دلم برای دوستانم خیلی تنگ شده است و شاید دیگر دیر شده باشد برای دیدن د...
بدتر از تنهایی... - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 16:50
جمعه پنجم اسفند ۱۴۰۱ | 3:1 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - این روزها هر چند میگذرند اما به سختی بابام که مریض مادرم هم بیمار و البته خواهرانم و خودم دور از همه ایشان و چقدر خسته کننده میشه وقتی مجبور هر روز فاصله دو شهر را طی کنی بد تر از تنهایی ، تک پسر بودن خدایا چرا چند نسخه از من نساختی که خانوا...
افسردگی ... - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 16:50
دوشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۱ | 21:41 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - افسردگی امروز من حاصل این چند روز نیست ،عمری گذشت با سختی. جایی برای فهم نیست ،بیخود ز احوالم مپرس ، اوضاع دل آرام نیست ،اشکی ز من جاری نشد، خون آبه ای در کار نیست،در من حضوری جز خدا ، در کار این دروازه نیست،بی دل در این پیکار سخت، تنها ...
این روزها ... - تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 14:47
یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ | 1:7 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - مدتی درگیر بیماری پدرمم نمیدونم چکار میتونم انجام بدم نمیدونم باید چکار کنم اوضاع باقی خانواده هم روبراه نیست باید مراقبشون باشم کلافه ام روح و روانم پژمرده شده نیاز به استراحت طولانی دارم Adblock test (Why?)
کلافه ام - تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 14:47
یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ | 21:56 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - این روزها هر چند در حال گذر هستند اما برای من به سختی می گذرد خدایا کمک کن شرمنده نشم Adblock test (Why?)
پژ مرده ام - تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 14:47
چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۱ | 10:23 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - ای دوست بگو کجایی دلگیر و خسته ام از نبودنت هر چه رفته ام ، حاصلی نداشت هر چه گفته ام حاصلی نداشت حالم خراب و درهم آخر بگو کی میرسی درگیر این دنیا نیستمآخر بگو کی میرسی پژمرده ام کی میرسی بر بالین زخم خورده ام Adblock test (Why?)
کاش میشد .. - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 12:53
دوشنبه هفتم آذر ۱۴۰۱ | 0:44 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - کاش میشد اوضاع اونی باشه که دلت میخواد کاش میشد وقتی مشکلی هست یه دکمه ریست میزدیم و از اول شروع میکردیم کاش میشد ادم هر وقت دوست داشت برگه امتحانش میداد و میرفت .... کاش میشد .... اما نمیشه ...که نمیشه Adblock test (Why?)
روزگار میگذرد - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 12:53
پنجشنبه دهم آذر ۱۴۰۱ | 8:34 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - بیاد میاورم روزگاری که گذشتبعد از آن مثل غروبی که گذشت در کناری نشسته و تنها من بخندم به این دل و دنیاای عجب مست نکردم ساغیمن خودم مست خدایی هستم تو بگو حکم چه باشد یا رب ... Adblock test (Why?)

برچسب‌های مرتبط

بدون شرح | بدون شرح به انگلیسی | بدون شرح سریال | بدون شرح فتحعلی اویسی | بدون شرح شبنم طلوعی | بدون شرح خنده دار | بدون شرح طنز | بدون شرح ولی تاسف بار | بدون شرح جدید | بگو یارب چه بد